113بدليل خدشهداربودن اخبارشان قرار داده و در كتاب خود آورده است. 1
البته اختصاص دادن فصلى در باب دوم، به افرادى كه به صرف گزارش برخى روايات شيعهگرايانه، به شيعهبودن متهم شده، اما قطعاً سنىاند، شگفتآور است. اين افراد عبارتاند از «عمار بن معاويه دهنى» (م.133ه .ق)، «محمد بن اسحاق مطلبى» (م.151 - 153ه .ق)، «سفيان ثورى» (م.161ه .ق)، «على بن مدينى» (م.234ه .ق)، «نصر بن على جهضمى» (م.250ه .ق)، «محمد بن على علوى» (م.286 يا 287ه .ق)، «احمد بن شعيب نسائى» (م.303ه .ق)، محمد بن جرير بن يزيد طبرى (م.310ه .ق) و ابوعبدالله حاكم نيشابورى (م.405ه .ق).
او در اين فصل به اين واقعيت اعتراف مىكند كه ايشان چون على(ع) را بر عثمان مقدم مىداشتند، به شيعهگرى متهم شدهاند 2، ولى اى كاش اين حقيقت را در همه موارد ديگر نيز بازگو مىكرد و بسيارى از افراد ديگر كه همين وضعيت را دارند، از تشيع تبرئه مىشدند. براى من روشن نيست چرا وى «عمار دهنى» را كه روايات بسيارى در فضايل اهلبيت(عليهم السلام) بيان مىكند 3 و به همين دليل به تشيع متهم و تضعيف شده