73نظم و نظام از عالم نمىكند و ضمن پذيرش رابطه علّيت، در سنجش مخلوقات با يكديگر، حقيقت علّيت ممكنات را همان مظهريت مىداند! يعنى در عين اينكه رابطه علّى و معلولى اشيا محفوظ است و آنها قائم به يكديگرند، همگى قائم به خدا و از شئون فاعليت اويند؛ از آنجا كه اصل وجود آنها فيض و عطاى خداوند مىباشد، عين تعلق و وابستگى به معطى و واهب است. ازاينرو موجودات امكانى، هيچ پايگاه و تكيه گاهى جز خداى سبحان ندارند و همه آنها شئون خدا، و هريك شأن خاص الهى است كه با اذن تكوينى او در مقام مظهريت افاضه وى، در موجودات ديگر موثرند. 1
بنابراين، حقيقت توحيد افعالى از منظر قرآن كريم با راهكار رفع فاعليت طولى سازگارتر است؛ زيرا براساس اين راهكار، هم عموم و اطلاق توحيد افعالى و هم نظام علّيت و فاعليت ما سوىالله حفظ مىشود؛ به عبارت ديگر گوهر توحيد افعالى، فاعليت تام و مستقل ذات مقدس خداوند و بىنيازى او از مشاركت ديگران و نداشتن استقلال ديگر موجودات در افعال خود از خداوند است. ازاينرو فاعليت همه آنها در سايه فاعليت خداوند است و هيچ فعلى در عالم واقع نمىشود، مگر با اذن و اراده خداوند. به اين ترتيب، حاصل توحيد افعالى آن است كه هر چه در عالم واقع مىشود، فعل خداست و اين همان معناى «لا حول ولا قوة الا با لله العلي العظيم» است.