72
اَلظّٰاهِرُ وَ الْبٰاطِنُ (حديد:3) و اَللّٰهُ نُورُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ (نور: 24) و فَأَيْنَمٰا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللّٰهِ (بقره: 114).
يعنى همه جا و در همه مراتب، خداوند حضور و ظهور دارد؛ پس او ظاهر است و همه چيز مظهر؛ ازاينرو مىفرمايد: هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مٰا كُنْتُمْ (حديد: 4) و فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لٰكِنَّ اللّٰهَ قَتَلَهُمْ وَ مٰا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لٰكِنَّ اللّٰهَ رَمىٰ (انفال: 16). روايات مختلف نيز مؤيد اين حقيقتاند؛ چنانكه امام على(ع) مىفرمايند:
هُوَ فِي الأشياءِ عَلَى غَيرِ مُمازَجَةٍ وخارِجٌ مِنها عَلَى غَيرِ مُبايَنةِ. 1
خداوند، داخل در اشياست، نه مانند آنكه شيئى در شيئى داخل باشد و خارج از اشياست، نه مانند خروج شيئى از شيئى ديگر.
امام حسين(ع) نيز مىفرمايند:
أيَكوُنُ لِغَيْركَ مِنَ الظُّهورِ مَا لَيسَ لَك حَتَّى يكونَ هُو المُظِهرَ لَك. 2
آيا غير از تو ظهورى دارد كه تو دارا نباشى تا اينكه او آشكار كننده تو باشد؟
اين آيات و روايات ما را به نظر نهايى قرآن كه «لا مؤثر في الوجود الّا الله» است، مىرساند و اين، همان توحيد افعالى است؛ زيرا بايد وجود حقيقى را منحصر در خدا ديد. ازاينرو خداوند «بود» است و ما سواى او «نمود»، او «ظاهر» است و غير او «مظهر». البته بايد توجه داشت كه تعريف توحيد افعالى با نگاه «لا مؤثر في الوجود الّا الله» ، نفى