57بوده است. شواهد تاريخى نيز بيانگر اين حقيقت است كه بتپرستان، براى معبودان خود به نوعى ربوبيت معتقد بودهاند. 1
از جمع اين دو دسته آيات فهميده مىشود كه مشركان عصر رسالت در امور عظيم و تدبير كلى جهان موحد بودهاند و ربوبيت را در اين امور مختص به خداوند مىدانستهاند ولى در مسائل و امور محدود، مانند پيروزى بر دشمن، سلامت جسمانى، بركت در زندگى و نظاير آن، مشرك بودهاند؛ يعنى در اين مسائل به ربوبيت آلهه خود معتقد بودهاند. ازاينرو قرآن با اين عقيده مخالفت كرده و آن را مردود دانسته است.
بنابراين، آياتى كه وهابيون براى اثبات موحد بودن مشركان عصر رسالت در موضوع ربوبيت به آنها استناد مىكنند، بيانگر اين حقيقت است كه مشركان، خداوند را آفريدگار و مالك جهان، و رازق و محيى و مميت و مدبر امر جهان مىدانستهاند؛ ولى دليلى در دست نيست كه آنان براى معبودان خود هيچگونه تأثيرى در جهان قائل نبودهاند، بلكه آنان معبودان خود را جز در موارد ياد شده، مؤثر مىدانسته و معتقد بودهاند كه آنها بيماران را شفا مىبخشند و در جنگ با دشمنان يارىشان مىكنند و همانگونه كه اشاره شد، آياتى بر اين امر نيز دلالت دارد. ازاينرو به روشنى معلوم مىشود كه مشركان در حوزه توحيد نظرى و توحيد در ربوبيت دچار شرك بودهاند. آيات فراوانى 2 بر اين امر دلالت دارد؛ مانند: