46دو قلمرو براى هستى فرض كردن و خداوند را در مرزى و ديگر موجودات، به ويژه انسان را در مرزى ديگر پنداشتن و بين اين دو انفكاك قائل شدن، مردود و خود نوعى شرك است و نبايد خدا را از افعال خويش و موجودات جدا كنيم؛ زيرا ما معتقديم: ( أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّٰهِ جَمِيعاً ...) 1 و «لاحول ولا قوة إلا بالله العلي العظيم» . تقسيم كار ميان خالق و مخلوق، نوعى شرك ذاتى خفى است.
به نظر مىرسد كه وهابيان در برخى از تعاريفى كه براى توحيد افعالى به دست دادهاند، توحيد افعالى را به معناى متفرد بودن خداوند در برخى افعال خاص مانند خلق، رزق، احيا، اماته، تدبير امور و... دانستهاند كه البته در برگيرنده پذيرش فاعليت غيرخداوند در افعال ديگر است. برخى از تعاريفى كه اين معنا از آنها فهميده مىشود، عبارتاند از:
-توحيد الربوبية: فعل الرب، مثل الخلق والرزق والإحياء والإماتة وإنزال المطر وإنبات النباتات وتدبير الأمور. 2
توحيد ربوبيت، فعل پروردگار است مانند خلق كردن، روزى دادن، حيات دادن، ميراندن، باراندن باران، روياندن گياهان و تدبير كارها.
-توحيد الربوبية: هو اعتقاد العبد بأن الله هو الرب المتفرد بالخلق والرزق مربي جميع الخلق بالنعم ومربي خواص خلقه وهم الأنبياء بالعقائد الصحيحة والأخلاق الجميلة والعلوم النافعة والأعمال. 3