45وجود منبسط در مقام فيض اول - با تمام مراتب تشكيكىاش - از جنبه ظلى و انتسابش به حق تعالى، امر واحد و دفعى است (كن)؛ در عين حال متكثر، دائم، نامتناهى و تدريجى است (فيكون). ازاينرو تمام افعال عالم منطوى درحقيقت وجود منبسط است كه فعل بىواسطه و آنى خداوند است. به اين دليل، مراتب جهان هستى، فعل خداوند به شمار مىرود و به صورت حقيقى و سلب نشدنى به او منسوب است.
گفتار چهارم: وهابيت و توحيد افعالى
در آثار و منابع وهابيت، توحيد افعالى با عنوان توحيد ربوبى مطرح شده است (توحيد الربوبية وهو توحيد الله بأفعاله) . 1
حال بايد ديد كه آيا وهابيون توحيد افعالى را به معناى متفرد بودن خداوند در افعال خاصى مىدانند و بر اين باورند كه نسبت دادن ديگر افعال به غيرخدا صحيح است و آن را منافى توحيد افعالى نمىدانند يا اينكه آنان هر فعلى را كه در عالم رخ مىدهد، فعل خدا مىدانند؟
به عبارت ديگر از نظر آنان، آيا خداوند دو قلمرو دارد: يكى مربوط به ذات خودش است كه كسى حق ورود به اين قلمرو را ندارد؛ و قلمرو ديگر، مربوط به امور طبيعى دنياست كه جزء كارهاى عادى مخلوقات به شمار مىرود و اين مربوط به مخلوقات است، و اختيار و اراده آنها در آن نقش دارد و ارتباطى به خداوند ندارد؟ قطعاً