35يعنى نظام اسباب و مسببات اصالت دارد و هر اثرى در عين اينكه مستند به سبب نزديك خود است، مستند به حق تعالى نيز است، و اين دو سبب، در طول يكديگرند، نه در عرض هم؛ 1 يعنى خداوند فاعل بعيد و مسبب الاسباب است و علل طبيعى و بشرى، فاعل قريب و سبب مباشرند.
البته فاعل بعيد بودن خداوند به اين معنا نيست كه فاعليت او در مرتبه فاعل قريب حضور ندارد، بلكه خداى سبحان با حفظ علل و اسباب طبيعى و بشرى، در همه مراحل و مراتب، حقيقتاً فاعل است؛ زيرا او فاعل و موجد همه چيز است؛ از اينرو نه جبر لازم مىآيد و نه تفويض. 2 به عبارت ديگر اتكاى عوالم امكانى به خداوند و استناد آنها به او به دو صورت مىتواند تحقق يابد:
1. استناد مباشرى و اينكه خداوند مستقيماً مبدأ تمام آثار باشد و درحقيقت يك علت، جانشين مجموع علل طبيعى و غيرطبيعى شود كه اين، همان جبر را در پى دارد.
2. با ايجاد عوالم امكانى به صورت نظام علّى و معلولى، به تمام موجودات با حفظ مراتب، قوه و قدرت، تأثير و ايجاد بخشد كه هر مرتبهاى، مسبب از مرتبه مافوق و سبب مادون خود باشد و فيض الهى از طريق اسباب و مسببات و علل و معاليل به تمام موجودات برسد و در عين حال مجموع سلسله با مراتب گوناگون خود، مستند به ذات او و قائم به وى بوده باشد. در اين صورت، فعل بشر مخلوق خود