131حاضر به جنگ شوند، و سرانجام شكست بخورند!] و همه كارها به خداوند باز مىگردد.
استدلال به اين آيه نيز اينگونه است كه پيروزى مسلمانان در جنگ، از مقدرات الهى است كه حتماً محقق مىشود؛ ازاينرو خود مسلمانان در اين پيروزى هيچ نقشى نداشتهاند.
در پاسخ به اين استدلال نيز بايد گفت كه چهبسا صرف اسباب و علل ظاهرى و مادى براى تحقق پديدهها كافى نباشد، ولى با عنايت و تفضل الهى و ضميمه شدن علل غيرعادى و مادى به اين علل ظاهرى، چنين امورى در خارج اتفاق بيفتد كه در اين صورت با اراده و اختيار انسان و اثرگذارى علل عادى و ظاهرى منافاتى ندارد. 1
بايد توجه داشت كه تمسك به ظواهر اين آيات، اولاً با روح و جوهره اديان الهى كه مشتمل بر آموزههايى چون تكليف، پاداش مطيع و عقاب متخلف، بعثت انبيا و دعوت مردم به توحيد و خوبىهاست، سازگارى ندارد و ثانياً با ديگر آيات قرآن نيز سازگار نيست و چنين برداشتى از ظواهر قرآن مقبول وجدان بشرى هم نخواهد بود.
ب) جبر غيرخالص (كسب)
اشاعره طرفدار اين ديدگاه هستند. آنان با توجه به اينكه توحيد افعالى را ضرورت اعتقاد به صدور همه افعال از جانب خداوند به صورت مستقيم و بدون تأثير و دخالت ديگر موجودات فرض مىكردند