127معتقد به جبر مىدانند. 1 ابوالحسن اشعرى ضمن بيان عقايد اختصاصى جهم، مىگويد او بر اين باور بوده است كه:
انه لا فعل لأحد في الحقيقة الا الله وحده وانه هو الفاعل وان الناس انما تنسب إليهم افعالهم علي المجاز كما يقال: تحرّكت الشجرة ودار الفلك وزالت الشمس وانما فعل ذلك بالشجرة والفلك والشمس الله سبحانه الا انه خلق للانسان قوّة كان بها الفعل وخلق له إرادة للفعل واختيارا له منفردا له بذلك كما خلق له طولا كان به طويلا ولونا كان به متلوّنا. 2
در حقيقت، هيچ فعلى براى غيرخداوند نيست و فقط او فاعل است و كارهاى مردم، به صورت مجازى به آنها نسبت داده مىشود؛ چنانكه گفته مىشود درخت حركت كرد، فلك دور زد، خورشيد زوال پيدا كرد؛ درحالىكه اينها را خداوند در درخت و فلك و خورشيد انجام داده است، الا اينكه خدا براى انسان قوهاى خلق كرده كه با آن، فعل تحقق يافته و اراده و اختيارى براى فعل در او خلق كرده است؛ همانطور كه براى او طولى خلق كرده كه با آن طويل مىشود و رنگى خلق كرده است كه با آن رنگين مىشود.
از اين سخنان استفاده مىشود كه آنها قدرت، اختيار و ارادهاى را كه در انسان خلق شده است و با آنها فعل محقق مىشود، از آنِ خداوند پنداشته و انسان را فقط ظرفى براى آنها مىدانستهاند؛ ازاينرو