146معنايى نزديك به يكديگر دارند.
كبر حالتى است كه انسان، نفس خويش را بزرگتر از آنچه هست ببيند و كبر كفار اين است كه از گفتن «لا إِله إِلا اللهُ» استكبار ورزند؛ اين يعنى شرك به خدا. پس بزرگترين تكبر براى خداوند است (به سبب امتناع از پذيرش حق). به بيان ديگر، استكبار يعنى نپذيرفتن حق از روى دشمنى و بزرگبينى خويش. 1 امام خمينى(رحمه الله) در تعريف خويش از اين مفهوم، آن را به گونهاى بازنمايى مىكند كه بسيار به مفهوم «سلطه» نزديك است:
مستكبرين منحصر نيستند به سلاطين، منحصر نيستند به رؤساى جمهور؛ منحصر نيستند به دولتهاى ستمگر. مستكبرين، يك معناى اعمى دارد. يك مصداقش همان اجانب هستند، كه تمام ملتها را ضعيف مىشمرند و مورد تجاوز و تعدى قرار مىدهند. يك مورد هم همين دولتهاى جائر سلاطين ستمگر كه ملتهاى خودشان را ضعيف مىشمرند و به آنها تعدى مىكنند؛ دست تعدى به ملتها دراز مىكنند. چنانچه در اين پنجاه و چند سال، شما مبتلا بوديد و ما هم مبتلا بوديم و همه ملت مبتلا بودند. ملت را ضعيف مىشمردند و به آنها تعدى مىكنند؛ دست تعدى به ملتها دراز مىكنند. 2
از ديد امام خمينى(رحمه الله)، اگر يك نفر به زيردستهاى خود ستم كند و آنها را كوچك بشمارد، درحقيقت بنده خدا را كوچك شمرده است. در