141
فصل پنجم: حج و ستيز با استكبار جهانى
بررسى موضوع
استعمار 1 در لغت به معناى طلب آبادى كردن يا آبادى خواستن است. 2 استعمار، عبارت است از سياست دولتهاى امپرياليستى كه هدفش بهرهكشى از منابع مردمان كشورهاى ديگر است. دولتهاى امپرياليستى، براى تحكيم سيطره خويش، مانع تكامل فنى، اقتصادى و فرهنگى اين كشورها مىشوند. كاربرد اين اصطلاح به طور خاص متوجه شيوههاى رفتار كشورهايى است كه از نظر سياسى توانمند هستند؛ نظير كشورهاى اروپايى با سرزمينهاى مستعمراتى. 3
استعمارگرى بيشتر، كار كشورهايى است كه امپراتورى دريايى دارند و پيوسته نبودن خاك آنها، مانع تشكيل يك واحد سياسى يكپارچه، مانند