142امپراتورىهاى زمينى مىشود. مفهوم استعمار امروزه با مفهوم امپرياليسم پيوند خورده و استعمار عمل قدرتهاى امپرياليستى شناخته مىشود؛ يعنى قدرتى كه مىخواهد از مرزهاى ملى و قومى خود تجاوز كند و سرزمينها، ملتها و اقوام ديگر را زير سلطه خود درآورد. 1
مستعمره به سرزمينى اطلاق مىشود كه در همه شئون، تابع دولت امپرياليستى استيلاگر است و استقلال سياسى و اقتصادى ندارد. دولتهاى امپرياليستى از مستعمره به عنوان تأمينكننده مواد خام و نيروى كار ارزان، بازار فروش كالاها و عرصه سرمايهگذارىهاى پرسود و پايگاههاى نظامى و استراتژيك استفاده مىكنند.
بسيارى فنيقىها را نخستين استعمارگران تاريخ مىدانند. 2 بسيارى به لحاظ تاريخى استعمار را به چهار دوره عصر باستان، عصر اكتشافات، استعمار قرون 18 و 19 ميلادى و استعمار نو تقسيمبندى مىكنند. استعمار هميشه به يك گونه با ملتها برخورد نكرده است؛ بلكه مراحل مختلفى را گذرانده و با چهرههاى گوناگونى وارد ميدان شده است. به طور كلى استعمار را مىتوان به سه دوره تقسيم كرد:
مراحل استعمار
1. استعمار در دوره اول
هنگامى كه استعمار قدمهاى نخستين خود را برمىداشت، به دليل توانا نبودن يا بنا بر موقعيت و اقتضاى زمان، گامهاى ملايمترى