68الجهمية» و «النقض»، عثمان بن سعيد الدارمى (م.280 ه .ق)، «السنّة»، ابنابى عاصم (م.287ه .ق)، «العرش و ما روى فيه»، محمد ابن ابىشيبه (م.297ه .ق)، «السنّة»، ابوبكر خلال (م.311ه .ق)، «التوحيد»، ابنخُزيمه (م.311ه .ق) و «ابطال التأويلات»، ابويعلى الفراء (م.458ه .ق).
كتابهايى از اين قبيل، به ويژه آنهايى كه جنبه قداست هم به آنها داده شده است، در طول قرنها نقش تخريبى عجيبى در باورهاى دينى آن دسته از مسلمانانى كه بنيه علمى قوى ندارند، ايفا كرده است.
متأسفانه اين آثار و امثال آن در عصر حاضر، در شمارگان فراوان، از سوى وهابيان به چاپ رسيده و به عنوان منابع اعتقادى درجه اول اهل سنت و جماعت و عقيده سلف، در قالب مكتوبات، منشورات، نرمافزار و سايتهاى اينترنتى، به سراسر جهان اسلام ارسال مىشود. 1
گفتنى است كه چهبسا برخى گمان كنند، احاديث تشبيه و تجسيم، تنها در كتابهايى از اين دست آمده است و صحاح سته، از اينگونه احاديث پيراسته است؛ اما اين گمان باطلى است؛ زيرا همه صحاح و در رأس آنها صحيح مسلم و صحيح بخارى نيز، به خاطر وجود اينگونه احاديث، مخدوشاند. 2