66عادت آن شده است كه او براى پروردگارش، صورتى خيالى تصور كند. 1
عامل دومى كه اين حسگرايى طبيعى بشر را در اهل تشبيه تشديد نمود، جمودگرايى اهل حديث بود. علامه طباطبايى(رحمه الله) در اينباره مىگويد:
جمود بر يكسانى معنا در همه موارد استعمال آن، چيزى است كه سبب شد مقلدان اصحاب حديث از حشويه و مجسمه، در تفسير آيات، بر ظواهر آن جمود بورزند. 2
آيتالله سبحانى، عوامل لغزش اهل حديث در دامن تشبيه و تجسيم را اين گونه برشمردهاند:
فريفتگى اكثريت سلف به هر حديث موجود در متون روايى و متعهد دانستن خود نسبت به آن»، «بىنيازى جستن از قرائن»، «هر گفتوگويى در مورد معارف قرآن را تأويل ناميدن و مطلق تأويل را تحريف دانستن»، «تلاشهاى عقلانى را به اتهام زندقه و كفر محدود كردن» و «صعود، نزول و نشستن بر عرش را براى خداى متعال كمال دانستن. 3
برخى محققان، مهمترين عامل نفوذ انديشههاى تشبيهى در ميان مسلمانان را ورود خرافات يهوديان در قالب اسرائيليات به جهان اسلام، از سوى كسانى چون كعبالاحبار يهودى و ابوهريره و بهويژه مقارن شدن اين پديده با دوران ممنوعيت تدوين و نقل حديث تحليل مىكنند. 4
در تأييد اين تحليل، مىتوان به سخن شهرستانى استناد كرد كه مىگويد: