59ديدگاه سلفيه و اشاعره در تقابل با ديدگاه اتحاد است. اينها كه به صفاتيه معروفاند، 1 صفات را قديم و زائد بر ذات الهى مىدانند. 2 با وجودى كه بر اثبات اين نظريه، نه تنها هيچ آيه يا روايتى وجود ندارد، 3 كه به عكس، دلايل عقلى و نقلى فراوانى بر نفى زيادت و اثبات عينيت صفات نيز موجود است. 4
در تقابل با فرافكنى سلفيه، برخى از صاحبنظران معتقدند، اين خود سلفيهاند كه به يك معنا بايد از معطله شمرده شوند، نه پيروان نظريه اتحاد؛ زيرا حمل صفات خبرى به همان معناى لغوى بر ذات الهى، با قيد «بدون كيف»، 5اگر نگوييم كه خود تجسيم و تشبيه است، دستكم «تعقيد» و پيچيدهگويى است؛ حال آنكه تعقيد و مغلقگويى، در واقع تعطيل و منع نمودن دستگاه تفكر و تعقل از ورود به معارف قرآنى است. 6 اين مسئله در حالى است كه بسيارى از آيات و احاديث، بشر را به تدبر در قرآن، دعوت و اهل غفلت را مذمت مىكند. 7
2. دلايل بطلان ديدگاه تعطيل
به هر حال در بطلان ديدگاه اهل تعطيل، خواه آنگونه كه به جهميه نسبت داده شده است يا بنا بر قول به نيابت كه به معتزله نسبت داده شده است، جاى هيچگونه ترديد