56شدهاند. 1 البته هيچ يك از گروههايى كه به سبب نظرشان درباره صفات، اهل تعطيل دانسته شدهاند، چنين اتهامى را نپذيرفتهاند و غالباً اطلاق اين عنوان به اين گروهها، به سبب بدفهمى ديدگاه آنان بوده است. 2
برخى از ظاهرگرايان در متهم نمودن مخالفان خود به مذهب تعطيل، راه افراط پيمودند؛ به طورى كه اگر عالمى تنها يك حديث از احاديث صفات خبرى، مثلاً «حديث ضحك» يا «حديث رؤيت» 3 را بر معناى ظاهر حمل نمىكرد و مىگفت: «اطلاق معناى ضحك بر خداوند متعال نامفهوم است، بلكه مىشود صفت ضحك را به وجهى كه مناسب شأن الهى است تأويل كرد»، بىدرنگ او را به جهميه و معطله متهم مىكردند. 4
معروفترين گروهها كه به تعطيل متهم شدهاند، فرقه جهميهاند. جهميه به جهم بن صفوان سمرقندى منسوباند. 5 جهم در اواخر حكومت بنىاميه در سال 128 ه .ق كشته شد. 6 اساس ديدگاه جهم دو چيز بود: يكى جبر و نفى استطاعت و ديگرى، تعطيل ذات