57الهى از اتصاف به اسما و صفات. پيروان جهم به سبب ديدگاه اول به جبريه خالص و به دليل ديدگاه دوم به معطله معروف شدهاند. 1
جهم بن صفوان، خداوند متعال را - بنا بر آنچه به او نسبت داده شده است 2 - نه تنها از صفات خبرى منزه دانست، بلكه همه صفات كماليه و جماليه الهى را از ذات او نفى كرد.
از ديگر گروهها كه در تاريخ علم كلام به تعطيل متهم شدهاند، معتزلهاند. 3اين اتهام از آنجا ناشى شده است كه معتزله درباره صفات الهى دو گروه شدهاند؛ گروهى معتقد به عينيت صفات با ذات الهى هستند؛ گروهى نيز به نيابت قائلاند 4؛ يعنى معتقدند ذات الهى از صفات كمال خالى است و در نتيجه در آثارى كه از صفات، مطلوب و مورد انتظار است، ذات از صفات نيابت مىكند. به بيان محقق سبزوارى: «كارى كه از صفات آيد، از ذات بسيط واحد [هم بر] آيد و آثار صفات، همه بر ذات واحد مترتب شود». 5