45و گمان انجام مىشود و معتقد بودند تكيه نمودن بر گمان در تأويل صفات، جايز نيست؛ پس توقف سزاوار است. 1
-فخرالدين رازى (م.606ه .ق)
او در «اساس التقديس»، به ديدگاه تفويض متمايل است. وى مىگويد: «در آيات متشابه بايد بدانيم مراد خدا، غير ظاهر آنهاست و بايد تفسير آنها را به خدا واگذار كنيم و براى ما شايسته نيست كه در تفسير آنها وارد شويم». 2
-ابنقُدامه مَقدِسى (م.620ه .ق)
او درباره صفات خداوند گفته است:
بايد به آنچه درباره صفات خداوند در قرآن كريم يا در احاديث نبوى صحيح وارد شده است، ايمان داشت و از هرگونه تأويل يا تشبيه و تمثيل بر حذر بود و هرگاه در فهم آنها دچار اشكال شويم، بايد الفاظ آنها را اثبات كرد و متعرض معانى آنها نشد و علم آن را به گويندهاش واگذار كرد و از روش راسخان در علم كه خداوند آنان را ستايش كرده است، پيروى كرد؛ آنجا كه فرموده است: (وَ الرّٰاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنّٰا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنٰا) . 3 و 4
-الزَركَشى (م.794ه .ق)
او در تعريف صفات خبرى، اقوال مطرح بين مسلمانان را سه قول مىداند و قول دوم را كه تفويض معناست، به سلف نسبت مىدهد. 5