43- اوزاعى (م.57ه .ق)، سفيان ثورى (م.161ه .ق)، ليث بن سعد (م.75ه .ق)
افراد يادشده از جمله بزرگان اهلسنتاند كه وليد بن مسلم (م.194ق) آنان را از قائلين به تفويض صفات مىداند. به گفته وليد، همه آنها تأكيد داشتهاند كه احاديث صفات را همانگونه بخوانيد كه وارد شده است و آنها را تفسير نكنيد: « فكلهم قالوا: امِرّوها كما جاءَتْ بلا تفسير ». 1
-ابنعبدالبِر(م.463ه .ق)
در «جامع بيان العلم و فضله» آورده است كه مكحول و زهرى هميشه مىگفتند: « ارْوُوا هَذِهِ الْأَحَادِيثَ كَمَا جَاءَتْ وَلَا تُنَاظِرُوا فِيهَا »؛ «اين احاديث [صفات] را همانگونه كه آمده است، روايت كنيد و در آن گفتوگو نكنيد». 2
-ابوحامد غزالى(م.505ه .ق)
وى ايمان اجمالى به اسما و صفات را كافى دانسته و مىگويد:
كمترين چيزى كه اعتقاد به آن بر مكلف واجب است، همان چيزى است كه شهادتين بازگوكننده آن است. وقتى انسان پيامبر(ص) را تصديق كرد، بايد تصديق كند كه خدا زنده و توانا، دانا و متكلم است و براى او مانندى نيست و او شنوا و بيناست. بر همين اعتقاد مجمل، امت اسلامى آمدهاند و رفتهاند؛ تنها در بعضى شهرها بود كه به گوش بعضى مىرسيد كه آيا قرآن قديم است يا حادث. 3
غزالى در «الجام العوام» نيز حقيقت مذهب سلف را در صفات خبرى، تصديق