42ابوحامد غزالى در قواعد العقائد، احمد بن حنبل را از غلو كنندگان در تفويض شمرده است. به گفته غزالى، احمد حتى از تأويل آيه (كُنْ فَيَكُونُ ) ؛ «همين كه مىگوييم: باش، همان لحظه موجود خواهد شد»، نيز منع مىكرد. ابنحنبل مىپنداشت، اين خطاب واقعى خداى متعال است كه در هر لحظه، براى آفرينش هر موجودى آن را به كار مىبرد. 1
-سفيان بن عُيينه (م.198ه .ق)
ابوداوود (م.275ه .ق) در «المراسيل» خود آورده است كه از سفيان بن عُيينه درباره احاديث صفات سؤال كردند، گفت: « أَمِرُّوهَا كَمَا جَاءَتْ بِلَا كَيفٍ »؛ «همانگونه كه آمده است، آنها را بپذيريد، بدون كيف». ابنمَندَه (م.395 ه .ق) در «كتاب التوحيد» و ابوبكر بيهقى (م.458ه .ق) در «الأسماء و الصفات» نيز از سفيان نقل كردهاند:
هر صفتى كه خداى متعال در قرآن خود را به آن توصيف كرده است، قرائت آن همان تفسير آن است. هيچ كس اجازه ندارد آن را تفسير كند؛ نه به عربى و نه به زبان ديگر. 2
-ابومنصور ماتريدى (م.333ه .ق)، پيشواى مذهب ماتريديه
او نيز قائل به تفويض معناست. وى در كتاب «التوحيد» پس از اينكه خداى متعال را از هرگونه مشابهت با خلق منزه دانسته است، تأويلات ارائه شده در باب صفات خبرى را به صورت قطعى نمىپذيرد؛ به اين دليل كه چون اين تأويلات از روى يقين نيست، پس احتمال وجوه ديگرى نيز مىرود. بنابراين بايد به همان معنايى كه خداى متعال اراده فرموده است، ايمان داشت و هيچ تأويلى را بر ديگرى ترجيح نداد. 3