25به آن است؛ چه عين ذات باشد و چه غير آن. اسم نيز بر ذات دلالت مىكند، در آن حالى كه مأخوذ به وصف است. پس حيات و علم، وصفاند و حى و عالم، اسم. 1
اما محقق سبزوارى، تفاوت اسم و صفت را در مشتق و مبدأ اشتقاق بودن اين دو مىداند:
اسم مشتق است؛ مانند عليم، قدير و...؛ درحالىكه صفت مبدأ اشتقاق است؛ از قبيل علم، قدرت و... . پس مفهوم اسم، شبيه مركب است و مفهوم صفت، بسيط. 2
اتحاد اسم و صفت در واجب تعالى
در مورد واجب تعالى، لفظى كه بر صفت تنها دلالت مىكند (بدون ملاحظه ذات، مانند علم، قدرت، اراده و امثال آن)، صفت ناميده مىشود و لفظى كه به اعتبار صفت بر ذات دلالت مىكند (مانند عالم، قادر، مريد و امثال آن)، اسم ناميده مىشود 3. بنابراين لفظى كه درباره ديگران، صفت مقابل اسم است (مانند عالم، قادر، فاضل و...)، درباره واجب تعالى اسم است. 4
اين تفاوتى كه بين اسم و صفت در واجب تعالى وجود دارد و در ميان متكلمان و مفسران نيز معروف است، با ظاهر قرآن نيز تطبيق مىكند؛ زيرا قرآن لفظ جلاله و ساير الفاظ مانند رحمان، رحيم، عالم، قادر و مانند آن را اسماى خداى متعال مىداند، نه صفات او. 5
در برخى از احاديث اهل بيت(ع) نيز به اين مطلب تصريح شده است كه بين اسما و