130تشبيه و قياس صفات خبرى به صفات كماليه ذاتيه خداوند متعال، مانند علم، قدرت، حيات و غير آن است. او مىگويد: همانگونه كه صفات ذاتيه را به معناى حقيقى براى خداى متعال اثبات مىكنيد، پس اين صفات نيز به معناى حقيقى براى خداى متعال ثابت است. در حالى كه توجه ندارد كسانى كه صفات ذاتيه و امثال آن را به معناى حقيقى براى خداوند متعال اثبات مىكنند، به اين معنا نيست كه اين صفات را با همان ويژگىها، لوازم و محدوديتهاى عالم ماده براى خداى متعال اثبات نموده باشند. بلكه آنان هر صفتى را كه به خداوند متعال نسبت مىدهند، قبل از انتساب آن به خداوند، جل جلاله، آن صفت را تجريد مىكنند؛ به اين صورت كه نخست جهات نقصى را كه ممكن است در يك صفت، به شيوهاى كه به بشر نسبت داده مىشود، وجود داشته باشد، نفى مىكنند و بعد از تجريد از نقصها، آن صفت را كه اكنون فقط جهات كمال را داراست، به خداوند، جل جلاله، نسبت مىدهند. اين شيوه در همه صفات الهى (غير از صفاتى از قبيل سرمديت، ابديت، واجبالوجود بودن و... كه مختص خداى متعال است) اجرا مىشود.
وقتى مىخواهند از باب مثال، صفت علم را به خداى متعال نسبت دهند، ابتدا جهات بشرى علم، يعنى حصولى بودن و از مجارى قواى مادى دريافت شدن و امثال آن را از آن تجريد مىكنند، سپس حقيقت علم را كه عبارت است از احاطه عالم به معلوم يا حضور معلوم نزد عالم (علم حضورى)، آن هم در خالصترين و كاملترين حالت آن، براى خداى متعال اثبات مىكنند.
صفات خبرى هم البته به همين شيوه به خداى متعال نسبت داده مىشود؛ مثلاً يكى از صفات خداى متعال صفت تكلم است؛ چنانكه مىفرمايد: (وَ كَلَّمَ اللّٰهُ مُوسىٰ تَكْلِيماً) 1