128يكى اينكه اوصاف پيشگفته براى خداى متعال، با همان معناى لغوى كه مكيف به كيفيات جسمانى است، ثابت باشد. در اين صورت اين همان قول به تجسيم است كه وهابيان خود را از آن مبرا مىدانند؛
راه ديگر اينكه اوصاف يادشده براى خداى متعال به نحو مَجاز باشد و نه حقيقت كه اين نيز همان است كه ابنتيميه و پيروان او، آن را تعطيل صفات دانسته و زير بار آن نمىروند.
غير از اين دو، راه ديگرى نيست كه بتوان ديدگاه ابنتيميه (جارى بودن صفات خبرى به همان معناى لغوى بر خداى متعال و بدون كيف جسمانى) را بر آن منطبق كرد؛ زيرا گفته شد كه قيام و قوام معانى يادشده، به داشتن كيفيت است و اگر كيفيت از آن برداشته شود، ديگر چيزى از آن باقى نخواهد ماند. 1
2. تفصيلى بودن اثبات و اجمالى بودن نفى 2
ابنتيميه معتقد است صفات ثبوتيه خداى متعال در قرآن و روايات، به نحو تفصيل آمده است؛ اما بر خلاف آن، صفات سلبيه به نحو اجمال آمده و چندان به آن پرداخته نشده است. اما اين ادعا كه سلبها به اجمال آمدهاند، درست نيست؛ زيرا با استقصا در آيات و روايات، به اين نتيجه مىرسيم كه هر اندازه كه از صفات جمال سخن گفته شده است، به همان مقدار يا اندكى كمتر، از صفات جلال نيز سخن به ميان آمده است. رسالت پيامبر اسلام(ص) با شعار «لا اله الا الله» كه ابتداى آن نفى و سپس اثبات است، آغاز شد. سوره توحيد كه به نسبنامه خداى سبحان معروف است 3، بيان كننده دو