118
3. اشتراك لفظى مفاهيم
بر اساس مبنايى كه وهابيت در مسئله شناخت پذيرفته است، شناخت صفات خبرى و همچنين شناخت امور غيبى ديگر محال است. اين بدان دليل است كه آنان فهمپذيرى صفات خبرى را فرع فهمپذيرى ذات مىدانند و چون اساساً ذات الهى را فهمناپذير مىدانند، در نتيجه فهم صفات را نيز محال مىدانند.
ابنتيميه براى اثبات فهمناپذيرى صفات خبرى، از شيوه جدل و الزام خصم وارد مىشود؛ او پيشنهاد مىدهد: اگر يك نفر جَهمى 1 از تو بپرسد كه استواى خدا بر عرش چگونه است؟ يا كيفيت نزول او به آسمان دنيا به چه صورت است؟ يا از كيفيت دستها و مانند آن بپرسد، تو نيز از او سؤال كن ذات او چگونه است؟ پس اگر گفت: كيفيت ذات او را جز خودش نمىداند، بگو: امكان معرفت درباره كيفيت صفت، متفرع امكان معرفت درباره كيفيت موصوف است؛ پس چگونه ممكن است به كيفيت صفت يك موصوف معرفت پيدا كنى در حالى كه هنوز خود موصوف را نشناختهاى؟ وى آنگاه نتيجه مىگيرد كه شناخت ذات و صفات الهى براى بشر، در حد اجمال است و نه بيشتر. 2 و 3
ديدگاه وهابيت در فهمناپذيرى ذات و صفات الهى، در واقع معطوف به امر ديگرى است و آن مشترك لفظى دانستن مفاهيم صفات و ساير كلماتى است كه براى خدا و