104ابنعثيمين، از چهرههاى سرشناس وهابيت، درباره ثابت بودن كيفيت صفات خبرى براى خداوند متعال و در عين حال ناآگاهى بشر در مورد كيفيت صفات، اينگونه استدلال مىكند:
نفى مطلق كيفيت، نفى وجود است؛ زيرا هيچ موجودى نيست، الا اينكه داراى كيفيت است. اما گاهى اين كيفيت براى بشر معلوم است و گاهى مجهول و كيفيت ذات و صفات خداوند، از اين قسم دوم است كه براى ما مجهول است. 1
نظريه تفويض معانى صفات كه در فصل پيشين نقد و بررسى شد، هرچند با مشكلات اساسى روبهروست، در عين حال تلاشى براى پرهيز از تشبيه و تجسيم ارزيابى شده و در زمره نظريات تنزيهى به شمار مىرود. 2
اما طرفداران نظريه تفويض كيفيت - چنانكه در اين فصل و فصلهاى بعد معلوم خواهد شد- خواسته يا ناخواسته در گرداب سهمگين تشبيه و تجسيم افتادهاند؛ چنانكه هيچ راه برونرفتى از آن متصور نيست؛ بنابراين گاهى سخنانى از آنان شنيده مىشود كه يادآور تشبيهگرايى افراطى حشويه و پيروان داوود جورابى و مقاتل بن سليمان است.
اگرچه آنان تلاش دارند تبعات و لوازم حمل صفات خبرى بر معناى ظاهرى را با افزودن بعضى از قيود مثل «من غير تكييف ولا تمثيل، ...» جبران كرده و خود را از عقيده تمثيل و تشبيه مُبرّا نشان دهند، اما واقعيت اين است كه مشكلات و تناقضات موجود در صدر و ذيل اين عبارت كليشهاى 3- چنانكه به تفصيل بررسى خواهد شد- به هيچ وجه قابل پردهپوشى نبوده و نخواهد بود.