58
وَ رَوَى الطَّبرانيِ برجالٍ ثِقاتٍ عَن أبي أسيدٍ السّاعدي رضي الله تعالى عنه أنَّ لَه بِئراً بِالمَدينةِ يُقال لهَا: بِئرُ بضاعةٍ، قَد بَصَقَ فِيها رَسولُ الله صلّى الله عليه وسلم، فَهِي يَتبرَّكُ بِها، وَ يَتيمَّنُ بها. 1
طبرانى با سند موثق از ابو اسيد ساعدى نقل كرده كه او در مدينه چاهى داشته كه به آن چاه «بضاعه» مىگفتند، پيامبر(ص) از آب دهان مباركش در آن قرار داده بود، از آب چاه تبرك و تيمن مىجويند.
6. أَوْسُ بُنُ عَبْدِ اللهِ، قَالَ: قُحِطَ أَهْلُ الَمدِينَةِ قَحْطاً شَدِيداً، فَشَكَوْا إِلَى عَائِشَةَ، فَقَالَتْ انْظُرُوا قَبْرَ النَّبَي(ص) فَاجْعَلُوا مِنْهُ كِوَّ إِلَى السَّمَاءِ حَتَّى لا يكُونَ بَينَهُ وَبَينَ السَّمَاءِ سَقْفٌ، قَالَ: فَفَعَلُوا فَمُطِرْنَا مَطَرًا حَتَّى نَبَتَ الْعُشْبُ وَسَمِنَت الْإِبِلُ. 2
خشكسالى شديدى اهل مدينه را در برگرفت، آنها پيش عايشه ابراز نگرانى كردند، او گفت: متوجه قبر پيامبر(ص) شويد، و دريچهاى به سوى آسمان باز كنيد بهگونهاى كه بين قبر شريف و آسمان سقفى حايل نباشد، چنين كردند؛ و باران باريدن گرفت، بهگونهاى كه علفها سبز و شترها چاق شدند.
7. حصنى دمشقى نقل كرده كه ابو ايوب انصارى به زيارت قبر پيامبر(ص) پرداخت و آن را در بر گرفت، مروان بن حكم او را به خاطر اين كار سرزنش كرد. ابوايوب نيز او را نكوهش كرد و كلامى با اين مضمون گفت: «أبكوا على هذا الأمر إذا وليه غير أهله» 3؛ «گريه كنيد بر اين