59حكومت، وقتى كه نااهل آن را عهدهدار شود». اين مطلب را ابوحسين نيز در كتابش «اخبار مدينه» آورده است.
از ابن عمر روايت شده كه دست خود را بر منبر، محل نشستن پيامبر(ص) كشيد و سپس آن را بر صورت ماليد و از راههايى كه پيامبر گذر كرده بود، آمد و شد مىكرد و همچنين در جاهايى كه حضرت توقف نموده بود مىايستاد و همۀ اينها به خاطر تبرك بود و نيز گذشت قصۀ بلال كه بار سفر بست براى زيارت قبر پيامبر(ص) و هنگامى كه به ضريح مكرّم رسيد، صورت خود را بر آن گذاشت و گريه كرد.
8. ابن حبان در صحيح خود مطالبى را با عناوين زير آورده است: «ذكر ما يستحب للمرء التبرك بالصالحين و أشباههم» 1؛ «ذكر استحباب التبرك للمرء بعش-رة مشايخ أهل الدين و العقل» 2، «ذكر اباحة التبرك بوضوء الصالحين من أهل العلم». 3
نقل مطالب با اين عناوين، گوياى نظر ايشان است.
9. مناوى در شرح فيض القدير، در شرح حديثى از كتاب «العاقبة» آورده:
قالَ عَبدُالحق فيِ العاقِبة: فَيَندُبُ لِوليِّ المَيِّت أنْ يَقصُد بِه قبورَ الصّالحين وَمدافِنَ أهل الخَيرِ فَيدَفنهُ مَعَهم وَينزُله بِإزائِهم وَيُسكنَه فِي جِوارِهم تَبرُّكاً وتَوسُّلاً بهم و.... 4
عبدالحق در كتاب «العاقبه» مىگويد: مستحب است ولى ميت، ميت را در كنار قبر صالحان و اهل خير دفن كند، براى تبرّك و توسّل به آنها.