461. متبرك بودن پيراهن حضرت يوسف(ع)، بهگونهاى كه به برادرانش مىفرمايد: اِذْهَبُوا بِقَمِيصِي هٰذٰا فَأَلْقُوهُ عَلىٰ وَجْهِ أَبِي يَأْتِ بَصِيراً 1؛ اين پيراهن مرا ببريد و بر صورت پدرم بيندازيد، تا بينا شود و آنان چنين كرده و پيراهن را با خود بردند و به ميمنت و بركت آن پيراهن، يعقوب(ع) بينايى خود را باز يافت؛ فَلَمّٰا أَنْ جٰاءَ الْبَشِيرُ أَلْقٰاهُ عَلىٰ وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيراً 2، اما هنگامى كه بشارت دهنده فرا رسيد، آن (پيراهن) را بر صورت او افكند، ناگهان بينا شد.
قرآن كريم اين عمل پيامبر الهى را نقل نموده و آن را رد نكرده است.
2. متبرك بودن صندوقى كه آثار آل موسى و آل هارون در آن قرار داشت؛ بهطورى كه بنىاسرائيل به هنگام نبرد با دشمنان، آن را همراه مىبردند و همين، مايۀ آرامش آنها بود. البته به خاطر بىاحترامى آنها به آن صندوق، خداوند آن را از ميان آنان برداشت و وقتى كه طالوت را بهعنوان فرمانروا برانگيخت، بار ديگر آن صندوق را بهعنوان نشانۀ فرمانروايى طالوت قرار داد: إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ التّٰابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ بَقِيَّةٌ مِمّٰا تَرَكَ آلُ مُوسىٰ وَ آلُ هٰارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلاٰئِكَةُ 3؛ نشانۀ حكومت او اين است كه صندوق عهد بهسوى شما خواهد آمد؛ (همان صندوقى كه) در آن آرامش از پروردگار شما و يادگارهاى خاندان موسى و هارون قرار دارد؛ درحالىكه فرشتگان آن را حمل مىكنند.