117
أي: ثبتوا و لازموا موضع الحرب، و بَرَاكَاء الحرب و بَرُوكَاؤُها للمكان الذي يلزمه الأبطال، و ابْتَرَكَتِ الدابة: وقفت وقوفا كالبروك، و سمّي محبس الماء بِرْكَة، و البَرَكَةُ: ثبوت الخير الإلهي في الشيء. 1
اصل كلمه بركت، از برك و به معناى سينه شتر است؛ اگرچه در غير آن استعمال شود و گفته شده بركه و برك البعير، يعنى شتر، سينه خود را به زمين زد. از اين كلمه معناى لزوم استفاده شد؛ به همين دليل وقتى مىگويند: ابتركوا فى الحرب، يعنى در جنگ، پاىبرجا شده و به عقب برنگشتند و به همين مناسبت به محلى كه مردان دلير لشكر موضع مىگيرند، براكاء و بروكاء مىگويند و نيز در جايىكه حيوان از راه رفتن باز مىايستد و به هيچ وجه تكان نمىخورد، مىگويند: ابتركت الدابة و آب انبار را نيز به همين دليل بركه مىنامند؛ براى اينكه آب انبار، محل ثابت شدن و قرار گرفتن آب است. و بركت، ثبوت خير خداوندى است در چيزى.
ابنمنظور مىنويسد:
البَرَكة النَّماء والزيادة والتَّبْريك الدعاء للإنسان أو غيره بالبركة يقال بَرَّكْتُ عليه تَبْريكاً أي قلت له بارك الله عليك وبارك الله الشيءَ وبارك فيه وعليه وضع فيه البَرَكَة 2
بركت به معناى رشد و زيادى است و تبريك دعايى براى انسان يا غير انسان، به معناى داراى بركت شدن است. وقتى گفته مىشود به او تبريك