98اسلامى پس از قوت تمدنى چندين قرنه آن كه با قوت تمدنى غرب پس از رنسانس همراه شده بود، كفه ترازو را در اين جدال تمدنى به سوى غرب سنگين كرد.
اسلام به عنوان دينى جهانشمول كه به همه نيازهاى دنيوى و اخروى بشر توجه نموده است، در آموزههاى خود به بروز امت اسلامى و تقابل با رقباى تمدنى امت اسلام توجه ويژه كرده است. حج به عنوان مناسكى جهانشمول كه نمود و تجسمى از كل جهان اسلام است، توحيد و پرستش خداى يگانه را در كنار رد و رجم هرنوع طاغوت و كفر قرار داده است تا ضمن تقويت اتحاد درونى امت اسلامى، امت اسلامى را در مقابل دشمنان و كافران منسجم نمايد.
در اين بخش پس از بررسى مواجهه غرب با امت اسلامى و بيان تاريخ و انواع استعمار، ظرفيتهاى برائت از مشركين در تقويت امت اسلامى و مقابله با غرب بيان مىشود.
تحليلى بر مراحل تاريخى مواجهه امت اسلامى و غرب
سابقه رويارويى اسلام و غرب به صدر اسلام باز مىگردد، آنجا كه مسلمانان به مسائل دنياى اطراف خود توجه نموده و جنگ ايران و روم را پيگيرى مىكردند و خداوند در قرآن مىفرمايد: ( غُلِبَتِ الرُّومُ ) (روم: 1)، البته اين موضوع صرف يك مسئله خبرى و نزاع جغرافيايى نيست، بلكه حاكى از مسائل مهمترى در حوزه تمدنى است. 1
نامههاى پيامبر اسلام(ص) به فرمانروايىهاى بزرگ جهان در آن زمان نيز در اين راستا قابل تحليل است. 2 پس از پيامبر(ص) نيز فتوحات مسلمين در ايران و روم، عرصه جديدى از رويارويى را ايجاد كرد 3 كه با ورود اسلام به اندلس در سال 92 -95 هجرى (711 - 714 ميلادى) و حاكم شدن تمدن اسلام در اروپا، ابعاد جديدى پيدا كرد.