206نيم قرن قبل از انقلاب اسلامى ايران، سيدجمالالدين اسدآبادى و جريانات سلفى در جهان اسلام، تشكيل حكومت اسلامى را مد نظر داشتند و بر اين اساس، دولتهاى دينى در عربستان سعودى و پاكستان تشكيل شد. ولى هيچيك جاذبهاى براى ساير ملل و گروههاى آزادىخواه براى الگوبردارى ايجاد نكردهاند.
حكومت يهود اسرائيل نيز كه بر خلاف برخى كشورهاى اسلامى منطقه (مانند عربستان سعودى) عنوانى برگرفته از دين را براى كشور خود برگزيد - نه عنوان فرقهاى - نتوانست ايده حكومت دينى را اجرا كند.
تقريباً از دهه 70 ميلادى، علماى مسيحى ايده بازبينى در وضعيت سكولار اداره اجتماع را طرح كردند؛ اما محور اين دعوت، بازگشت به اخلاق بود. اين موضوع نيز ممكن است به دليل محدود شدن مسيحيت به گزارههاى اخلاقى باشد.
يكى از نهضتهاى جديد مسيحيت براى اداره دينى اجتماع در دوران معاصر، به قدرت گرفتن سياسى و اجتماعى راست مسيحى (آونجليكا) در آمريكا باز مىگردد.
اين گروه خواهان پياده شدن آرمانهاى مسيح در جامعه و بهشدت منتظر ظهور ايشان هستند. آنها در ابتدا در سياستگذارى اجتماعى و حقوقى، مشاركت جدى داشتند. ولى در حوزه مسائل خارجى نيز وارد مىشدند كه پس از واقعه 11 سپتامبر به اوج خود رسيد. 1
وقوع انقلاب اسلامى نهتنها مسلمانان، حتى مسيحيان و پيروان ديگر اديان را اميدوار كرد
كه امكان ساختن نظام سياسى دينى وجود دارد. به همين دليل است كه از اين زمان، جنبشها و نوشتههاى اصطلاحطلبانه يا مبارزهجويانه حول باورهاى دينى افزايش يابد. 2