171در گزارش كارل نوردنسترنگ و تابيو وريس كه در 1974م. به يونسكو ارائه گرديد، دو گرايش عمده در برنامهسازى جهانى تلويزيونى مشخص شده است: جريان يكطرفه از جانب صادركنندگان بزرگ به ساير نقاط جهان و دوم، حاكميت برنامههاى سرگرمى. 1
اين مدل بر اين فرضيه مبتنى است كه جريانهاى خبرى، يك جريان عمودى است. اين فرضيه مىگويد، جريان خبرها از سوى كشورهاى توسعهيافته (شمال) به سوى كشورهاى رو به توسعه (جنوب) است و جريانهاى افقى درون شمال و درون جنوب (كه حجم دومى از اولى كمتر است)، مكمّل آن محسوب مىشود. در حالى كه جريان خبرها در حد مطلوبى از جنوب به سوى شمال وجود دارد، اما به طرز چشمگيرى در مقايسه با حجم جريان خبرها از طرف شمال به سوى جنوب، از حجم كمترى برخوردار است. علاوه بر اين، در مدل شمال - جنوب، جهتى نيز وجود دارد كه به آن جريان مدوّر مىگويند. در اين جريان، خبرهايى كه خبرنگاران شمال در جنوب گردآورى كردهاند، قبل از بازگشت نهايى به رسانههاى جنوب، براى پردازش و ويراستارى به شمال فرستاده مىشود. 2
پژوهشهاى عديدهاى وجود دارد كه به فرضيه شمال - جنوب پرداخته است. ريزماتا كه در سال 1975م. روزنامههاى آمريكاى لاتين را بررسى كرد، از جمله اين پژوهشگران است. پژوهشهاى وى نشان داد كه خبرهاى خارجى در آمريكاى لاتين، تحت سلطه جريان خبرى شمال است. در واقع، عمودى بودن جريان شمال - جنوب، به مثابه يك فرض مشترك، جايگاه خود را به عنوان سنگ پايه براى پژوهشهاى آتى تثبيت كرده است. پژوهشگران، عموماً تلاش كردهاند تا نشان دهند كه سمت جريانها، از شمال به جنوب بوده است. گزينش رسانهها و مقايسههاى به عمل آمده، نشاندهنده گرايشى است كه جهتدار بودن جريان را به عنوان يك واقعيت مىپذيرد. 3