111توجه توأمان به اين دو بعد، سبب مىشود فقه سياسى به عنوان يك دانش عملى در نظر گرفته شود. چنين ديدگاهى درباره فقه سياسى موضوع فقه سياسى را از «افعال سياسى مكلفان» 1به «اعمال سياسى مكلفان» 2 تغيير مىدهد. 3
مقصود از عمل سياسى، هرگونه فعاليت سياسى است كه برخوردار از سه ويژگى اساسى باشد: ارادى بودن 4، انعطافپذير بودن 5 و جمعى بودن. عمل سياسى، فعاليتى است كه در حوزه سياست و زندگى سياسى با اراده صورت گرفته، به دليل سيال بودن و انعطافپذير بودن سياست و پديدههاى سياسى، فعاليت مذكور قابل تغيير و سيال بوده و در ذات آن جمعى بودن نهفته است.
فقه سياسى به دليل پرداختن به پديدههاى متغير و سيال سياسى، دانشى متغير و در معرض دگرگونى است. بديهى است اين دگرگونى نه در روش و قواعد و نه در منابع و مبانى، بلكه بيشتر از جهت موضوعات است كه فقه سياسى به آنها مىپردازد. اين موضوعات در زمانها و مكانهاى مختلف، وضعيت متفاوتى پيدا مىكنند و از اين جهت فقه سياسى را در برابر عنصر زمان و مكان دانشى، زمانى و مكانى و به عبارت دقيقتر، دانشى عملى گردانده، آن را در جايگاه حكمت عملى قرار مىدهند. درنتيجه فقه، «تئورى واقعى و كامل اداره انسان و اجتماع، از گهواره تا گور» و «حكومت فلسفه عملى تمامى فقه در زواياى زندگى» مىگردد. بر اين اساس اجتهاد در اين دانش عملى، نيازمند توجه زياد به دو عنصر زمان و مكان است. 6بنابراين مىتوان گفت فقه سياسى درصدد است ايمان اسلامى را به صورت منطقى به مسائل اجتماعى، اقتصادى، فرهنگى و سياسى روز جامعه پيوند دهد. 7