107مقابل ابعاد اقتصادى، 1 سياسى 2 و فرهنگى 3 جهانىسازى است كه با هدف غربىسازى جهان، خطر بزرگى براى اضمحلال هويتى امت اسلامى به حساب مىآيد.
به عبارت ديگر همان طور كه در استعمار كهن و استعمارنو، رهبران مذهبى به دنبال استقلال جغرافيايى و سياسى بودند، در استعمار فرانو نيز به دنبال استقلال فكرى، فرهنگى و هويتى جهان اسلام و بازگشت به سرچشمههاى اصيل تفكر اسلامى و گشودن افقهاى پيشرفت اجتماعى براساس تعاليم اسلامى هستند. از اين رو تحولات اخير جهان اسلام نهتنها در راستاى جهانى شدن و فرهنگ سياسى مدرن نيست، بلكه حركتى كاملاً هوشمندانه و استقلالطلبانه در مقابل آن و براى تقويت امت اسلامى است. 4
درحقيقت از همان زمانى كه سرزمينهاى اسلامى مورد تهاجم نظامى و فرهنگى مغربزمين قرار گرفت، بزرگانى برخاستند و در برابر برترىطلبىهاى فرهنگى و تمدنى فرنگيان بر طبل بيدارگرى امت اسلامى زدند. بيدارى و بازگشت مجدد به مبانى شريعت، درحقيقت انعكاسى از پايدارى و ايستادگى امت اسلامى در برابر سلطهطلبى و جهانشمولى ايدئولوژى تمدن غرب است. هدف اساسى و بنيادين اين ايستادگى را بايد طرد سلطهطلبى اين جهانبينى و اثبات توانايى شريعت اسلامى براى حل چالشهاى حيات اجتماعى مسلمانان توصيف كرد 5 و اين يعنى اينكه مسلمانان به سوى تقويت و بازآفرينى امت اسلامى در حال حركت هستند.