70مىبينم كه در كوفه نصب شده و بچهها با سنگ بر آن مىزنند و آن را هدف خود قرار دادهاند.
عمر سعد از اين سخنان خشمگين شد و از آن حضرت روى گرداند و فرياد زد: «منتظر چه هستيد؟ همگى يكباره بر او حمله كنيد كه او خوراك يك حمله شماست».
پس از اين امام حسين(ع)، اسب رسول خدا به نام مرتجز را سوار شد و يارانش را به جايگاههايشان گمارد.
عمر سعد حمله را در حالى شروع كرد كه به غلامش دريد گفت: «پرچم را پيش آور». سپس تيرى در چله كمانش نهاد و پرتاب كرد و گفت: «نزد امير عبيدالله بن زياد گواهى دهيد كه من اولين كسى بودم كه به سوى لشكر حسين تير انداختم». لشكر عمر نيز پس از او، همه با هم تير انداختند و هيچ يك از ياران امام حسين(ع) نبود، مگر اينكه تيرى از اين تيراندازى به وى اصابت كرد. 1
و) خبردار شدن امسلمه از شهادت امام حسين(ع)
حمزة بن قاسم از عبدالعظيم علوى با دو واسطه از امام صادق(ع) نقل مىكند كه فرمود: