67بود كه افكار ملى در ايران جاى پايى براى خود باز كرده است و هرچند كه تا آن زمان، يعنى مشروطه، بيشتر در شمار محدود روشنفكران رسوخ كرده بود، اما بهنظر مىرسيد كه قشرها و طبقات وسيعتر مردم نيز زير نفوذ آن قرار خواهند گرفت. 1
بسيارى از تجار در كاروانسراها اقامت داشتند و در آنجا به صادرات و واردات كالا مىپرداختند كه در دو قرن اخير با توجه به ارتباطشان با كشورهاى اروپايى و سفرهايشان به آنجا، نقش مهمى در ترويج عقايد جديد و اصلاحطلبانه در ايران ايفا كردند و خود را با پيشرفتها و تغييرات جديد بهخوبى وفق دادند و در انقلاب مشروطيت سهم ويژهاى داشتند و اين جنبش را حمايت مىكردند تا آنجا كه در دوره اول و دوم مجلس بيشتر وكلا را تجار تشكيل مىدادند.
چون تجار و علما رابطه نزديكى داشتند و مستقل از حكومت بودند، مطالعات آنان بيشتر در زمينه علوم دينى، عربى، شعر، خوشنويسى و ادبيات بود. البته كتابهاى فقهى «متاجر» و «مكاسب» را به سبب پيشه بازرگانى مىآموختند. رسم بر اين بود كه اول صبح تجار كاروانسرا يا راستاى بازار در دكان (حجره) جمع مىشدند و تا شاگردان حجرهها را تميز و آماده مىكردند، آنان كتاب «مكاسب» «شيخ انصارى» و كتاب «التجاره» را مىخواندند و به كسانى كه سواد نداشتند مىآموختند. 2 نقش مهم ديگر كاروانسراها ترويج مذهب بود. در ايام مخصوص برخى كاروانسراها به مناسبت شهادت امام حسين(ع) روضهخوانى و تعزيه