50كرمانشاه حدود چهار روز بيشتر طول نمىكشيد، اما هزينه آن دستكم 150 تومان يعنى ششصد مارك بود. البته بايد بيست تومان نيز براى انعام راننده و مهترها به اين مبلغ افزود؛ زيرا سرعت كار مهترها كه مسئول تعويض اسبها بودند، به مقدار انعامى بستگى داشت كه به آنها داده مىشد. بنابراين بهنظر مىرسد مسافرت در ايران چندان ارزان نبوده است. 1
يك ايرانى ثروتمند اين مؤسسه حملونقل را كه مكان اصلى آن در همدان بود تاسيس كرد. در اين مؤسسه دليجان با قيمت مناسب وجود داشت. در دليجانها بيست تا سى نفر را با چمدانها و بارهايشان بهصورت فشرده سوار مىكردند. صندلىهاى دليجان چوبى و راحت نبود. كالسكهها از تهران به قم و سلطانآباد و كرمانشاه مىرفتند و مسافرت با اين دليجانها بسيار ارزان تمام مىشد و با پرداخت هشتونيم تومان اين مسير با دليجان طى مىشد. مردها براى مسافرت بيشتر از اسب استفاده مىكردند؛ زنها هم سواره سفر مىكردند و فقط هنگام كسالت در نوعى سبد (كجاوه) قرار مىگرفتند كه بسيار خستهكننده بود، اما از اسبسوارى راحتتر بود. كجاوهها مانند دو لنگه مالالتجاره بر پشت قاطرها قرار داشتند و در هريك از آنها يك زن مىنشست. پردهاى درون كجاوهها را از نظرها مخفى مىكرد. نوكرها دهنه قاطرها را در دست داشتند و آن را بالا مىگرفتند كه مانع رفتن قاطرها بشوند. بايد اضافه كرد استفاده از تخت روان فقط به زنهاى شاه