50و معصوم نبود. او را به ياسا رسانيد». 1
2. عبدالله بن فضلالله شيرازى كه از كارگزاران رشيدالدين بود:
در روز دوشنبه غره ذى الحجه سال 711، امراء بزرگ در محضر قاضى القضاة، سيد تاجالدين پليد را در دار الشاطبه محاكمه كردند و چون سيصد هزار دينار از مال سادات و ديگر طوايف غصب كرده بود و موجب اتلاف نفوس شده بود و قصد محارم علويان كرده بود به حكم پادشاه او را با دو پسرش به سادات مشهد مقدس سپردند تا حق خود را از آنان بازستانند. 2
3. «خواند مير» متوفاى 942ه .ق:
و سيد تاجالدين كه قبايح افعالش بر بطلان دعوى سيادت دلالت مىكرد، همدران ايام در قيد مصادره و مؤاخذه افتاده در حضور قاضى القضاة ممالك و سادات و علما به وضوح پيوست كه آن شرير زياده بر سيصد هزار دينار از اموال نقباء مشاهد ائمه معصومين و ساير اشراف مسلمين به غصب و شلتاق گرفته بود. 3
4. متن مشابهى نيز از روضة الصفا نقل شده است:
امراء عظام در حضور قاضىالقضاة ممالك و ائمه و سادات، سيد تاجالدين آوجى را يرغو پرسيدند. چون