51زياده از سيصد هزار دينار اموال سادات و ديگر طوايف به غصب و شلتاق گرفته بود و قصد محارم علويان پيوسته و اتلاف نفوس و تهييج غبار فتن و شرور روا داشت، به حكم واجب الاطاعة او را با دو پسر او به سادات مشهد مقدس بسپردند تا استيفاء حقوق خويش نموده مكافات او در كنارش نهند. 1
در اين گزارش علاوه بر نسبت دادن سوء استفاده مالى، اتهام تعدى بر محارم علويان نيز ثبت شده كه در منابع ديگر نيامده است، ولى از آنجا كه نگارنده اين گزارش، خود از اطرافيان رشيدالدين است و با توجه به شدت عملى كه سادات در برخورد با سيد تاجالدين نشان دادند، احتمال مطرح بودن اين اتهام در اين دادگاه مىرود، هرچند ممكن است با توجه به سوابق و شخصيتى كه از سيدتاجالدين و خاندانش مىشناسيم، كاملاً بى پايه و اساس باشد. نكته ديگرى كه باعث مىشود انسان به اين گزارش ها كمتر توجه كند، باقى ماندن منصب شريف نقابت در فرزندان و نسل سيدتاجالدين است، چنانكه شرحش گذشت و اگر اين تهمت ها واقعى بود، نوه سيد تاجالدين و نبيره وى نمىتوانستند آنچنانكه گزارش شده سالهاى طولانى عهدهدار منصب نقابت باشند.