49
سوء استفاده از مسئوليت نقابت
ساده نيست كه انسان تنها به استناد چند گزارش به كسى اتهام بزند كه ساليان دراز دستش از دنيا كوتاه شده و تنها چند منبع تاريخى و نسبى به وى پرداختهاند و در گزارشهاى خود در مورد او نيز اتفاق نظر ندارند؛ از سوى ديگر نقل و تاريخنگارى منصفانه مىطلبد كه مورخ به گزارشهاى مختلف نظر داشته باشد و يك سويه به داورى ننشيند.
منابع مخالف و موافق را كه به سيد تاج و فرزندانش پرداختهاند، مىتوان بيشتر براساس ملاكهاى مذهب و وابستگى به دربار اولجايتو دسته بندى كرد. با وجود اين اختلاف، عبارت «فيه ظلم و تغلب» ستم و دست اندازى نقيب عراق سيد شمسالدين حسين را نشان مىدهد و نقطه مشترك اين گزارشها بهشمار مىرود كه كينه سادات عراق را نسبت به وى در پىداشت. 1
به اين مسئله در منابع مخالف اينگونه اشاره شده است:
1. شبانكاره متوفاى قرن 8 هجرى قمرى، تنها به ذكر اينكه سيد تاجالدين درباره شكايتى كه از وى شده بىگناه نبود و به همين دليل مجازات شد، بدون گفتن دليل و تفصيلى بسنده كرده است: «سيد ابهرى (آوى) را يارغو داشت 2 و تفحص كرد