22الحضرة وارد نجف شديم و بعد از عبور از بازار بقالان، طباخان و خبازان به بازار ميوهفروشان، خياطان، قيصريه و عطاران رسيديم. آخر بازار عطاران باب حضرت است و قبرى كه معتقدند از آنِ على(ع) مىباشد، در اين محل است. روبهروى مقبره، مدارس، زوايا و خانقاههايى قرار دارد كه داير و با رونق است؛ ديوارهاى مقبره از كاشى است... اما از حيث جلا و نقش زيباتر از آن است. از باب حضرت وارد مدرسه بزرگى مىشود كه طلاب و صوفيان شيعه در آن سكونت دارند. در اين مدرسه از هر مسافر تازهوارد تا سه روز پذيرايى مىشود و هر روز دو بار غذايى مركب از نان و گوشت و خرما به مهمانان مىدهند. از مدرسه وارد بابالقبله مىشود. حاجبان و نقيبان و سرايهداران در اين محل مراقب زوار مىباشند، و چون كسى براى زيارت وارد مىشود، به نسبت وضع و مقام او همگى آن جماعت يا يكى از آنها بلند مىشوند و با او در آستانه حرم مىايستند و اذن دخولى اينگونه مىخوانند: «به فرمان شما اى اميرالمؤمنين، اين عبد ضعيف اذن مىخواهد به روضه علّيه وارد شود. اگر اذن مىفرماييد كه بيايد وگرنه باز گردد! و اگر او اهليت و شايستگى اين مقام را ندارد، بارى شما اهليت كرامت و عفو و اغماض را داريد». سپس اشارت مىكنند كه زائر آستانه را ببوسد و آنگاه داخل حرم بشود. اين آستانه و دو طرف چارچوبه در ورودى از نقره است. داخل حرم به انواع فرشهاى