101بودند) نيز اسير يا كشته شدند. 1
اندكى بعد، به سال 251ه .ق، برادرزاده ابوالحسين يحيى، ابوعبدالله حسين بن احمد محدث كه از علماى طالبيان و به انساب آنان آگاه بود و مدتى در حجاز سكونت داشت، به عراق بازگشت و در بغداد نزد خليفه المستعين عباسى رفت. وى در اين ديدار از خليفه خواست تا شخصى را مسئول امور طالبيان در ديوان قرار دهد كه نسبى شريف داشته باشد و حرمت اين خاندان را نگه دارد و طالبيان در كارهاى ديوانى خويش، به او مراجعه كنند و از مراجعه به تركان كه اغلب، مشاغل ديوانى و لشكرى داشتند و به شئون اجتماعى افراد توجهى نمىكردند، بىنياز شوند.
المستعين، نظر ابوعبدالله را پسنديد و براى پرهيز از تكرار واقعهاى چون قتل يحيى بن عمر، در مشورت با بزرگان و از جمله اشراف طالبيان، ابوعبدالله حسين بن احمد را به اين سمت برگزيد و او را «نقيب طالبيان» ناميد. اين نخستين بار بود كه ميان اشراف بنىهاشم، كسى به نقابت مىرسيد. پس از وى نيز براى مدتى نقابت طالبيان، در خاندان وى باقى ماند. 2
منابع بسيارى از او به عنوان نقيب طالبيان و عالم و نسابه