69در همين داستان، پس از آنكه اميرمؤمنان(ع)، قلعه خيبر را فتح و درِ آن را مىكند و آهن آن را ميان صحابه، قسمت مىكند، سه حلقه در دست ايشان مىماند. حضرت به قنبر دستور مىدهد كه آن سه حلقه را به جوانمرد قصاب بدهد. «پس قنبر آن سه حلقه را در بغداد، به جوانمرد قصاب داد و گفت كه حضرت شاه مردان، اين را از براى تو فرستاده است و اين سه حلقه، اشارت به شريعت و طريقت و حقيقت است. پس جوانمرد، آن سه حلقه را از قنبر بستد و ببوسيد و در گردن كاردمال انداخت». 1
در فتوّتنامه دلاكان، قنبر و سلمان، در داستانى كه چگونگى پيدايش سُمباده را شرح مىدهد، حضور دارند. شرح اين داستان، چنين است: 2
روزى حضرت اميرمؤمنان در كوهسارى مىگذشت و از زير دست و پاى دُلدُل سنگها ريزه ريزه مىشدند. حضرت به قمبر 3 گفت كه اين سنگپارهها [را] بردار و از براى سلمان ببر كه به كار او مىرود. قنبر آنها را براى سلمان آورد. سلمان آنها را به تعليم حضرت اميرمؤمنان بهكار برد. پس معلوم شد كه چرخ سمباده از آن ايام، مانده است.