110پيامبر(ص) آنچنان قند در دل دشمن آب مىكند كه دليلى براى تعقيب مسلمانان نمىبيند و به سوى مكه عقب مىنشيند.
زخمى بر چهره پيامبر(ص) و زخمى عميقتر بر قلب مباركش، وجودش را به درد مىكشد. با اين حال بر پيكر شهدا نماز خوانده، آنها را دفن مىكند و با غمى سنگين به مدينه باز مىگردد. نبرد احد با شكست مسلمانان به پايان مىرسد؛ اما عبرت آن در دامنه كوه باقى مىماند تا در آينده اسلام، هدفها و آرمانهاى بزرگ مسلمانان را در جهاد عليه كفر هدايت كند و ياد و خاطره سينه دريده حمزه، سيد شهداى احد و گوش و بينى بريده عبدالله بن جحش در پاى نردههاى قبرستان احد، عمق كينه دشمنان اسلام را به خاطر كسانى بياورد كه براى عبرت گرفتن آمدهاند.
بهراستى كه اينجا در احُد تا احَد فاصلهاى نيست و تو از شهداى احد مىآموزى كه براى رسيدن به بارگاه احديت، ديگر هرگز حقيقت وجودت را به مال و مقام و شهرت و شهوت نفروشى و اگر مىخواهى پاى ايمانت بايستى و اسلام عزيز را در برابر كفر حفظ كنى، بايد همينجا، پاى نردههاى احد، تهمانده حرص و دلبستگىهاى دنيايى را جا بگذارى و براى رسيدن به ساحل حضور، از پل ايثار بگذرى.
آرى، اينجا احد است و سراسر عبرت، و تو مىتوانى با بهرهگيرى از عبرتهاى آن همچون حنظله، نوعروس دنيا را براى حضور در جبهه ايمان، در مدينه بىخودى جا بگذارى و در راه عبور از خويش، به ملكوت بينديشى.