109در همان لحظههاى اوليه پيروزى كه آفت شوم حرص، بىامان شروع به خوردن سرشاخههاى ايمان مجاهدان مىكند و آنها را بىاختيار به دنبال جمعآورى غنائم به ميان كشتگان دشمن مىكشاند، نه فريادهاى دردمندانه «انس بن نضر»، آزمندان سستايمان را به راه اطاعت از خدا و پيامبر(ص) باز مىگرداند و نه «عبدالله بن جبير» مىتواند يارانش را از ترك محل نگاهبانى خويش در شكاف كوه باز دارد.
احد، شاهد است كه در اين لحظههاى تنهايى، بر پيامبر(ص) چه مىگذرد. قامت استوار حمزه در پى دفاعى جانانه از پيامبر(ص) بر زمين مىافتد؛ على(ع) با زخمهاى بسيار، عاشقانه مىجنگد و «سعد بن ربيع» و «عبدالله بن جَحش» از پاى درآمدهاند. «ام عامر» (نسيبه)، پرستار مهربان نبرد، براى دفاع از پيامبر(ص)، مردانه شمشير مىزند. در اين حال، با به زمين افتادن «مصعب بن عمير» كه نقاب بر چهره دارد، ناگهان شايعه كشته شدن پيامبر(ص) بالا مىگيرد و آنان كه تا لحظاتى پيش با چنگال حرص، در پى به دست آوردن غنائم، كشتگان دشمن را مىكاويدند؛ حالا ترس و وحشت، راه فرار را پيش پايشان مىگذارد؛ فرارى كه به تعبير قرآن، عقبگرد به جاهليت است: (أَ فَإِنْ مٰاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلىٰ أَعْقٰابِكُمْ) ؛ «اگر او بميرد يا كشته شود، شما به دوران جاهليت بر مىگرديد». (آلعمران: 144)
چه آزمايش عجيبى است ميدان كارزار در دامن احد و چه خوب ايمان مجاهدان در اين نبرد محك مىخورد و چه شاهد صادقى است اين كوه استوار. آزمندان ترسو، پشت به دشمن كردهاند و خبر شهادت