107به گوش مىرسيد، يا از احد. امروز وقتى كنار نردههاى مزار شهداى احد مىايستى، صداى گريه فاطمه(عليها السلام) در گوش جانت مىنشيند؛ آنچنان كه وقتى زيارتنامه مىخوانى و به ياد حمزه، سيد شهداى احد، چشمانت بارانى مىشود، احساس مىكنى با فاطمه(عليها السلام) همصدا شدهاى و با پيامبر(ص) كه به زيارت حضرت حمزه امر مىفرمود و تا زنده بود، به زيارت ايشان و شهداى احد اهتمام مىورزيد، همراه و همنوايى.
در كنار نردههاى قبرستان احد، ديگر آسمانخراشها مانع ديدن آسمان نيستند و تو مىتوانى آسمان آبى را به وسعت دلهاى آسمانى شهداى احد احساس كنى. در زير اين آسمان آبى، احُد در مقابلت ايستاده است تا با صراحت، مظلوميت پيامبر(ص) را در برابر كفر قريش مكه از يك سو و نفاق مستقر در كوچههاى مدينه را از سوى ديگر روايت كند و تفسيركننده شصت آيه از آيات الهى باشد كه روز فراموشنشدنى احد را در سوره آل عمران به تصوير مىكشد. 1
شهيدان احد، اينجا در دامن گسترده كوه، آرام خفتهاند و تو با ياد آنها لحظاتى را مرور مىكنى كه فضاى احد، آكنده از عطر ايمان مردان مجاهد است. على بن ابىطالب(ع)، حمزة بن عبدالمطلب، ابودجانه و عمرو بن جموح، مرد لنگ مدينه، در آرايشى زيبا در برابر لشكر كفر، با ايمان و شهامتى بىنظير، شمشير مىزنند تا با فتحى زودهنگام، سپاه كفر را نااميد به عقب برانند و رزم مردانه حنظله، تازهداماد مدينه، مصداق