103كرده، مشمول شفاعتش قرار دهد.
ياد كودكى رسول الله(ص)، دلم را به آن روزهايى مىكشاند كه مادر رسالت، أمّ حبيبالله حليمه سعديه، آغوش پرمهرش را به سوى يتيم مكه مىگشود و سخاوتمندانه شيره جانش را در كام او مىريخت و عاشقانه كودكى را به جان مىپرورد كه در هر قدمش، فرشتگان الهى، دلواپس و نگران، بالهايشان را سايهبان وجود نازنينش مىكردند. اين بانوى يگانه نيز در بقيع، سر بر دامان خاك نهاده و در جوار رحمت الهى آرميده است؛ اگرچه نمىتوانم مزارش را ببينم، اما مطمئنم در وسعت اندوه بقيع، امواجى از نور، سلامم را به آن روح والا مىرسانند.
نمىدانم آن روزها كه پيامبر(ص)، دختران دلبندش را يكى پس از ديگرى به خاك بقيع مىسپرد، غم سنگينش را چگونه تحمل مىكرد. چقدر وداع با پيكر دختر جوانش رقيه، برايش سخت بود و از آن سختتر، نظاره بىتابى فاطمه(عليها السلام) كه از شدت تأثر بر مزار خواهر افتاده، اشك ماتم مىريخت و پيامبر(ص)، در حالى كه براى ملحق شدن رقيه به ياران صالح خود و رهايى او از فشار قبر دعا مىكرد، با همه اندوه سنگين خود، دختر نازنينش را تسلى داده، با سخنانى آرامشبخش، بار اندوهش را سبك مىكرد. 1
دختران رسول خدا(ص) و خديجه(عليها السلام)، «زينب»،«رقيه» و «ام كلثوم» كه در زيارتنامهشان ذرّيه سيد جليل(ص)، سلاله ابراهيم خليل(ع) از نسل