42«من خيرخواه شما هستم. خدا پدرت را بيامرزد كه مرد بزرگى بود. تو نيز اگر طرفدار حق باشى، همان جايگاه را در دلها خواهى داشت». 1
ابراهيم در همان جلسه در پاسخ بزرگان و سران شيعه كوفه گفت: «من حاضر به همكارى هستم؛ به شرط آنكه فرماندهى قيام از آن من باشد». اما آنان گفتند: «البته تو لياقت و شايستگى اين مقام را دارى، اما مختار نماينده محمد حنفيه است و از جانب او اذن دارد و ما مأمور به اطاعت او هستيم». 2 ابراهيم پس از شنيدن اين سخنان، سكوت كرد.
مختار پس از آگاهى يافتن از گزارش جلسه ديدار بزرگان با ابراهيم، دريافت ابراهيم مخالفتى با قيام او ندارد و مايل است به قيام او بپيوندد؛ ازاينرو سه روز پس از اين جلسه، مختار به همراه برخى سران و بزرگان به خانه ابراهيم رفتند.
مختار در اين نشست، نامهاى به ابراهيم داد 3 و گفت:
«اين نامه مهدى محمد بن على بن ابى طالب است كه خود بهترين مردم روى زمين است و پسر بهترين مردم روى زمين، پس از پيامبران خدا. او از تو خواسته است كه به يارى ما برخيزى.