41حفظ مقامم از جاسوسى واهمهاى داشته باشم. دشمن هم عددى نيست؛ عدهاى افراد سبكمغزند كه همتشان نيز پست و بىارزش است؛ لذا ترس از آنان، معنا ندارد». 1
در سخنان ابراهيم نكات بسيار مهمى وجود دارد كه مىتوان آنها را چنين دستهبندى كرد:
- چون ابراهيم مقامى ندارد كه به آن وابسته باشد و بخواهد آن را حفظ كند، از جاسوسى واهمه ندارد و به ما مىآموزد كه نخست، مقامپرست نباشيد تا براى حفظ آن، ذليل شويد؛ دوم، اگر مقامى داريد، به آن وابسته نباشيد.
نكته ديگر در كلام ابراهيم اين است كه دشمن دو ضعف اساسى دارد: نخست سبكمغز است و معمولاً منافع زودرس و موقت را در نظر مىگيرد و براى دستيابى به آن مىكوشد كه اين كار آنان عين سبكمغزى است. دوم همتشان پست و بىارزش است؛ زيرا در ديدگاه آنان فقط دنيا، شهرت و پول مهم است. بنابراين همتشان را نيز براى دستيابى به آنها صرف مىكنند و كسى كه از خود گذشته نباشد و براى خدا به ميدان نبرد نيايد، بهزودى از ميدان بيرون خواهد رفت و انگيزه كافى و قوى براى دفاع و مقابله نخواهد داشت.
«احمر بن شُميط» 2 نيز در اين ملاقات به ابراهيم گفت: