101جست؛ درحالىكه شعار مىداد: «يالثارات المختار». اين مطلب نشان مىدهد آتش سوزان انتقام، خاموش نشده و مصعب بدون توجيه لازم براى خود، دشمنانى آفريده بود.
درهرحال، عبدالملك همان سياستِ معاويه را پيش گرفت و با اشراف عراق، به ويژه اشراف كوفه، مكاتبه كرد و به آنها وعده رياست و ثروت داد. در صدر كسانى كه به آنها نامه نوشت، ابراهيم پسر اشتر بود. او پس از دريافت نامه، آن را نزد مصعب برد و او نامه را گشود. عبدالملك، خطاب به ابراهيم چنين نوشته بود:
من مىدانم كه تو از ترس سرزنش ديگران، فرمان بردارى از من را رها كردهاى؛ خود با افراد تحت فرمانت به سوى من بيا كه منطقه فرات و آنچه با آب آن سيراب مىشود، در اختيار توست. والسلام.
پژوهنده تحولاتِ سال 72 ه .ق، در برابر غفلت و بىتوجهى مصعب بن زبير، به آنچه براى على بن ابى طالب(ع) و فرزندانش و مختار ثقفى در رابطه با مردم عراق، بهويژه كوفيان رخ داد، شگفتزده مىشود. مصعب در دو مورد سهلانگارى كرد؛ نخست در مواجهه با نامه عبدالملك به اشراف كوفه و ديگرى اعزام مهلب بن ابى صفره به جنگ با خوارج «ازارقه»؛ درحالىكه مهلب پيشنهاد داد در كنار او بماند و نيروهاى وى را در نبردِ با عبدالملك تقويت كند. مصعب ضربه زدن به عبدالملك